السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

435

تفسير الميزان ( فارسي )

داد ، رؤياى صادقه اى بود ، ليكن اينكه داخل شدن شما در مسجد الحرام و سر تراشيدن و تقصيرتان را در آن سال عقب انداخت ، براى اين بود كه قبلا فتح حديبيه را نصيب شما بكند ، تا داخل شدنتان به مسجد الحرام ميسر گردد ، چون خدا مىدانست در همان سالى كه رؤيا را نشان پيامبر داد شما نمىتوانستيد بدون ترس داخل مسجد شويد . * ( « هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَه بِالْهُدى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَه عَلَى الدِّينِ كُلِّه . . . » ) * تفسير اين آيه در سوره توبه آيه 203 گذشت . و معناى اينكه فرمود : « * ( وَكَفى بِاللَّه شَهِيداً ) * » اين است كه خدا شاهد بر صدق نبوت رسولش است . و نيز شاهد بر صدق اين وعده است كه دينش به زودى بر همه اديان غلبه مىكند ، و يا شاهد بر اين است كه رؤياى او صادقانه است . پس اين جمله همانطور كه ملاحظه مىفرماييد ، ذيلى است ناظر به مضمون اين آيه و يا آيه قبلى . بحث روايتى در الدر المنثور در ذيل آيه * ( « لَقَدْ رَضِيَ اللَّه عَنِ الْمُؤْمِنِينَ . . . » ) * آمده : ابن جرير و ابن ابى حاتم و ابن مردويه از سلمة بن اكوع روايت كرده‌اند كه گفت : روزى در بينى كه دراز كشيده بوديم تا خواب قيلوله اى كنيم منادى رسول خدا ( ص ) فرياد زد : ايها الناس ! بيعت ، بيعت ، كه جبرئيل امين نازل شده . ما به عجله پريديم و نزد رسول خدا ( ص ) كه زير درخت سمرة نشسته بود رفتيم ، و با آن جناب بيعت كرديم ، در باره اينجا بود كه خداى تعالى مىفرمايد : * ( « لَقَدْ رَضِيَ اللَّه عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ » ) * ، و چون آن روز عثمان را به مكه فرستاده بود ، خودش يك دست خود را دست عثمان حساب كرد و به دست ديگرش زد ، ما گفتيم خوش به حال عثمان ، هم بيعت كرد و هم در خانه كعبه طواف كرد ، و ما اينجا از طواف محروميم . رسول خدا ( ص ) فرمود : اگر فلان مقدار صبر مىكرد طواف نمىكرد مگر بعد از طواف من « 1 » . و نيز در آن كتابست كه عبد بن حميد ، مسلم ، ابن مردويه از مفضل بن يسار روايت كرده‌اند كه گفت : به ياد دارم كه در روز شجره رسول خدا ( ص ) با مردم بيعت مىكرد و من شاخه اى از درخت را بر بالاى سر آنها گرفته بودم ، و ما هزار و چهار صد نفر

--> ( 1 ) الدر المنثور ، ج 6 ، ص 64 .